مستندات نوپا برای حکم قمه زنی
163 بازدید
تاریخ ارائه : 12/15/2014 12:24:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

مستندات نوپا برای حکم قمه­ زنی

قمه زدن سنتی برای عزاداری امام حسین(ع) است که گرچه پیشتر نیز بوده، اما در چند سال اخیر به نحو تعجب ­برانگیزی سرزبانها افتاده و برخی بدنبال فتوا گرفتن از فقها و گسترش و ترویج آن سنگ تمام گذاشته­ اند. از دریچه رویکرد سنت­های اجتماعی باید گفت، هر سنتی که مخالف دین و مذهب نباشد، به خودی خود اشکال ندارد. بسیاری از سنت­ها در بستر زمان وابسته به شرایط اجتماعی رایج و بسیاری نیز زایل می­شوند و از آنجا که تقدسی برای آنها نیست، وجود و زوال آنها مشکلی ایجاد نمی­کند، . به عنوان نمونه، احترام به دیگران یا نحوه عزاداری مصیبت دیدگان در مرگ عزیزانشان، در موقعیت­های زمانی و مکانی وابسته به فرهنگ و رسوم مناطق و ملیت­ها متفاوت است. اما گاهی برخی سنت­ها وآداب و رسوم رنگ­ و آب مذهبی پیدا می­کنند و بدیده تقدس نگریسته می شوند؛ استدلال فقهی و شواهد تاریخی برای آن­ها اقامه می­ شود و در این رهگذر چه بسا آسمان و ریسمان به هم بافته می­ شود تا سنتی اجتماعی در قیافه یک حکم شرعی جلوه کند!.

تعجب از آن روست که برای شرعی نشان دادن چنین مواردی، گاهی از حوزه تخصص و فقاهت پا بیرون نهاده می­شود، به روانکاوی و بهداشت فردی پرداخته، سری به حوزه پزشکی زده و به­ عنوان روانشناسی ماهر و پزشکی حاذق به تأکید فتوای فقهی پرداخته می­ شود­! به عنوان مثال گفته­ اند: بعضی از آقایان خیال کردن قمه زدن ضرر دارد، اشتباه فکر کردن، نه تنها ضرر ندارد بلکه نفع هم داره برای آنها. هم نفع روحی داره عقده­اش گشوده می­ شود، هم نفع بدنی دارد. میگن این قمه زنها اگر یک سال نزنن گرفتار سر درد می شوند.

گویا نشنیده باشیم که پیشتر، میزان عمیق بودن شکافتگی فرق سر، مدت زمان بیهوشی قمه­ زنان، تعداد جان­ سپرده­ های قمه­ زنان در شمار فخرفروشی برخی دسته­ های قمه­ زن بر یکدیگر بوده و آب خزینه حمام داروی کارآمد مداوای زخم و چرک و شکاف قمه بوده است. به نظر می­رسد این نوع فتاوا پیش از آنکه مستند به شرع باشد، گرفتار هیجان و عشقِ بی اختیار فتوادهندگان شده است. گویی با خوردن قمه بر فرق فقه شیعه، اصل جدیدی به نام «اصالة العشق» جایگزین دیگر اصول شناخته شده­ ی فقهی­ شده که می­گویند: عشق و محبت، انسان­ها را بی اختیار می­کند و «بدون اختیار» قمه می­زنند و نمی­ توان جلوی عشق را گرفت. از این رو نمی­شود گفت قمه زدن خلاف شرع و حرام هست.

گویا با چنین رویکردی است، که در سال­های اخیر پدیده هیئت­های دیوانگان و مجانین فزونی گرفته و طبیعی است که با این رویکرد، دایره جواز احکام عاشقانه در فقه گسترش یابد و بر پایه « اصالة العشق» کسی که در اثر عشق به امام حسین(ع) زمام اختیارش را از کف بدهد و حتی کاری ناشایست انجام دهد، بازخواست نشود. هم­چنین جایز باشد، افراد به اختیار خود مقدمات بی­ اختیار شدن را فراهم کنند و قاعده «الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار» جایگاه خود را در فقه از دست بدهد و شامل کسانی نشود که، به اختیارِ خود و با آمادگی قبلی برای انجام اعمال هیجانی، در مجالس هیجان­ زا شرکت می­ کنند. همان­گونه که اگر کسى به اختیار خود و از ابتدا انجام واجبى را بر خود ممنوع و غیر ممکن کند، مانند کسی است که به اختیار خود آن واجب را ترک کرده است[1].

شاید رویکرد هیجانی به دین و فقه اسلامی سبب شود تا مراسم قدیمی منسوخ شده در عهد قاجار مانند مراسم «شبیه زین­ العباد»[2] قفل­ آجین[3] و شمع­ آجین[4]، عنوان عشق حسینی گرفته و دوباره  زخم زدن، سوراخ کردن گوشت بدن و قفل زدن و وزنه آویزان کردن بر اعضای بدن شایع شود. مراسمی که نه ریشه در اسلام و تشیع دارد، نه جایگاهی در فرهنگ عرب و ایرانیان دارد و نه پیشینه ای فراتر از عصر صفویه بر آن متصور است. زیرا رسومی مانند قمه زنی پیش از قرن نوزدهم میلادی در میان عربهای عراق رایج نبوده و از صوفیان و مسیحیان و ترکان گرفته شده است (نک: شهید مطهری، جاذبه و دافعه علی(ع)، ص 154؛ کاظم دجیلی، عاشورا فی النجف و کربلاء، ص 287). از سویی، در گذشته، دولت انگلیس در ترویج آن نقش بارزی ایفا نمود و سفارت بریتانیا در تهران و بغداد هیئت های قمه زن را تأمین می کرد. در این میان، مقدس اردبیلی بود، که قمه زنی و اعمالی مانند آن را از رسوم اقامه عزا ندانست و از آن نهی کرد (جاسم حسن شبر، ارشاد الخطیب، ص 47 و 48) و سید محسن امین جبل عاملی آنها را غیر شرعی و شیطان پسند خواند.

طبیعی است براساس رویکرد هیجانی به دین و اعتبار اصالة العشق، چنین عشق هایی شامل عملکرد عاشقانِ بی­ اختیارِ امام علی(ع) و فرقه­ های منحرف نیز خواهد شد. آنانی که پس از زمزمه­ ها و ذکرهای طولانی مرتکب رفتارهای شنیعی مانند میخ بر سر کوفتن و سیخ بر بدن فروکردن می­ شوند یا با زمزمه­ ها و موسیقی­ های تند، نوعی مستی مصنوعی ایجاد کرده با آن حال به نماز می­ ایستند. اگر خاستگاه چنین عشق و فتواهایی «اصالة الجهاله»­ای نیست که دین و مذهب با آن مبارزه کرده، چرا ائمه اطهار(ع) و اصحاب بزرگوار ایشان هرگز به چنین عشق­ های بی­ اختیار گرفتار نشدند؟ چرا چنین عشق­ هایی دامنگیر فقهای بزرگی مانند شیخ طوسی، شیخ صدوق، شیخ مفید، شریف مرتضی، سید رضی، محقق حلی و حتی ابن طاووسِ زاهد و عارف نشد؟ آیا اینان عاشق و عارف نبودند، یا با اتکا بر «اصالة المعرفه» عشق خود را به جهالت گره نزدند.

آنچه پرخطر می­ نماید، آن که در گذر اثبات مشروعیت یک سنت اجتماعی، برخی احکام فقهی در دوران معاصر، چنان سست و نااستوار ترسیم ­شود که تصور کنند همه فقهای معاصر به روایات جعلی و تازه ساخته شده استناد می­ کنند. از این رو، شایسته مقام علمی برخی فقهای بزرگوار شیعه، که برای استنادات خود نهایت دقت را مبذول می­دارند، این نیست که در حوزه فقه و فقاهت به اخبار و گزاره­ های تاریخی نااستوار یا جعلی استناد کنند. به عنوان مثال برخی برای جواز حکم فقهی قمه زدن و شرعی بودن آن به خبر مسلم جَصّاص (گچکار دارالاماره عبید اللّه­ بن زیاد) تمسک کرده اند.

بنابر این خبر، مردم کوفه به اطفال اهل­بیت(ع) نان و خرما و گردو صدقه مى‏ دادند و اطفال گرسنه صدقه آنان را قبول می­ کردند، که با مخالفت امّ­ کلثوم روبرو شد و خطبه­­ ای خواند، که زنان کوفی را به گریه واداشت. اما ناگهان سرهاى شهدا بر نیزه شد و چون نگاه زینب‏(س) به سر برادر افتاد، چنان پیشانی بر چوب محمل‏ زد، که خون از زیر مقنعه‏ اش فرو ریخت.

مطالعات نشان می­ دهد شیخ محمد حسین کاشف الغطاء (م 1373 ق) از فقهای قرن چهاردهم عراق، نخستین کسی است که به خبر مسلم جصاص در جواز اعمالی مانند قمه­ زنی استناد کرده و البته هشدار داده که این جواز در صورتی است که عشق حسینی از هرگونه انحراف و آلودگی پیراسته باشد: «هذه الاعمال و الافعال ان صدرت من المکلف بطریق العشق الحسینی و المحبة و الوله لأبی عبدالله(ع) على نحو الحقیقة بالطریقة المستقیمة و انبعثت من احتراق الفؤاد و اشتعال نیران الأحزان فی الأکباد بمصاب هذا المظلوم ریحانة الرسول(ص) المصاب بتلک الرزیة بحیث تکون خالیة و مبراة من جمیع الشوائب والتظاهرات و الأغراض النفسانیة فلا یبعد أن یکون جائزاً بل یکون حینئذ من القربات و اجل العبادات و على هذا یحمل ما صدر من الاعمال و نظائر هذه الافعال من أهل بیت العصمة و الطهارة (ع) مثل ما نقل عن العقیلة الکبرى و الصدیقة الصغرى زینب(س) من «انها نطحت جبینها بمقدم المحمل حتى سال الدم من تحت قناعها»[5]. برخی نیز به این خبر، بدون آنکه منبع و سند آن را ذکر کنند، در باب حرمت صدقه بر هاشمی استناد کرده اند، بنگرید: وحید بهبهانی، مصابیح الظلام، ج 1، ص 496؛ خویی، مصباح الفقاهه، ج 1، ص 802؛ نمازی شاهرودی، مستدرک سفینة البحار، ج 6، ص 247.

اما این روایت با مشکلات سندی و محتوایی جدی روبرو است. از جمله این که: نه از مسلم جصاص در منابع روایی و رجالی و تاریخی شیعه و سنی شرح حالی و حتی نامی به میان آمده و نه از روایت وی در آن منابع خبری نقل شده است. پیشینه­ این خبر از 400 سال فراتر نمی­ رود و گمان می رود همزمان با سنت قمه زنی و برای شرعی نشان دادن آن جعل شده باشد. قدیمی­ ترین منابعی که خبر مسلم جصاص را ذکر کرده­ اند، یکی کتاب «نور العین فی مشهد الحسین(ع)» معروف به مقتل اسفراینی و دیگری کتاب «المنتخب فی المراثی و الخطب» اثر فخرالدین طریحی نجفی (م 1085 ق) است. کتاب طریحی، که با هدف مرثیه خوانی نگاشته شده نسخه­ های متعدد و متفاوتی با یکدیگر دارد. مجلسی (م 1111 ق) در «بحار الانوار»، ج 45، ص 114 و سید نعمت­ الله جزایری (م 1112 ق) در کتاب «ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار(ع)»، ج 1، ص 242 و شیخ عبدالله بحرانی(م 1130 ق) در «عوالم العلوم»، ج 17، ص 372 نیز این روایت را نقل کرده­ اند. مجلسی در بحار و بحرانی در عوالم گفته­ اند که این خبر را در برخی کتب معتبره دیده­ ایم که به طور مرسل روایت شده است.

محدث قمی(م 1359 ق) در دروان جوانی اش، این خبر را پذیرفته و آن را در نفس المهموم ص 364 از مجلسی نقل کرده، اما در زمان بالندگی علمی­ اش به نقد جدی آن پرداخته و تصریح کرده­ است که:

«گرچه علامه مجلسى نقل فرموده لکن مأخذ نقل آن (خبر) منتخب طریحى و کتاب نور العین است» و سپس به تضعیف خبر و منبع آن پرداخته و گفته است: «حال هر دو کتاب بر اهل فنّ حدیث مخفى نیست و نسبت شکستن سر به جناب زینب(س) و اشعار معروفه نیز بعید است از آن مخدّره، که عقیله هاشمیّین و عالمه غیر معلّمه و رضیعه ثدى نبوّت و صاحب مقام رضا وتسلیم است (منتهی الآمال ج‏2، ص 936).

در خصوص کتاب نورالعین گفتنی است، که اسماعیل پاشای بغدادی آن را کتابی ساختگی دانسته که به اسفراینی، از فقیهان شافعی مذهب قرن چهارم[6] نسبت داده­ اند (هدیة العارفین، ج 1، ص8). سیدعبدالعزیز طباطبایی با مقایسه سبک نگارش این کتاب با شیوه نگارش راویان در قرن چهارم نیز نتیجه گرفته که این کتاب جعلی و منسوب به اسفراینی است (طباطبایی، اهل البیت فی المکتبة العربیه، ص 655)[7]. سید محمدرضا حسینی جلالی نیز سبک نگارش این کتاب را شاهدی بر جعلی بودن آن دانسته و افزوده است که در آخر کتاب آمده است: «فعلى مثل الحسین فلیبک الباکون فإنّ البکاء علیه یمحو الذنوب أیها المؤمنون». حسینی جلالی چنین ترکیب و سبکی را ویژه روضه­ خوانان حسینی در سال­ های متأخر شمرده نه ادبیات نگارشی راویان در قرن پنجم: «هذا من أسالیب المتأخرین من قارئی فاجعة کربلاء و لیس من أسلوب الرواة فی القرن الخامس» (حسینی جلالی، فهرس التراث، ج1، ص 482).

شهید قاضی طباطبایی نیز مقتل اسفراینى را از کتب بسیار ضعیف و غیر قابل اعتماد شمرده و چنین گفته: «شخصى که تمیز کتاب ضعیف را از معتبر نمى‏ دهد، امثال مقتل اسفراینى را مصدر نقلیات خود قرار داده‏ (تحقیق در باره اربعین، ص 32) (در حالی که) به قدر پشیزى به آن‏ اعتبار قایل نتوان شد تا مصدر نقل شوند (ص 41 و نک: همان، ص 43) این کتاب از کتب مجعوله و ضعیفه و مجهول المؤلف‏ است (همان، ص 120) و  پر از جعلیّات و نقلیّات قصه‏ سرایان است (همان، 352).

بنابر این، باید پدیده­ قمه­ زنی را در مراسم سوگواری امام حسین(ع) در شمار دیگر پدیده­ های اجتماعی مطالعه کرد و نباید برای یافتن حکم پدیده­ های نوظهور اجتماعی به هر خبر ضعیف و سست و ساختگی، به ویژه اخبار نوساخته­ استناد کرد و نباید تسامحِ در قاعده «تسامح در ادله سنن» چنان وسعتی بیابد، که هر کسی جرأت جعل خبر داشته باشد. این مهم جز به همت فقهای عظیم­ الشأن و مطالعه سیر تاریخی اخبار رسیده میسور نخواهد شد. اما اگر برخی فقهای شیعه اخبار جعلی و نوساخته­ های معاصر را به عنوان «احادیث مقبوله» تبلیغ کردند و چنین گفتند که :

«بزرگانِ فقهای ما در علوم (مختلف مانند) فقه، حدیث ورجال نسل به نسل و به طور پیاپی روایت (مسلم جصاص) را پذیرفته­ اند، لذا بنابر اصطلاح علم حدیث، این حدیث «مقبوله» و مورد اعتماد است»،

دیگر چه اعتمادی به سایر احکام فقهی باقی خواهد ماند. آیا گفته نخواهد شد، که آنان با دین خدا و فقه آل محمد(ص) بازی می­کنند. شایسته است فقهایی که مردم در دین و مال و ناموس خود به آنان اعتماد کامل دارند، در برخورد با منابع اخذ فتوا و نقل آرا، مانند ابن ادریس­«ره» باشند، که فرمود:

«به هر نوشته‌ای توجه نمی‌کنم و به هر سخن دور از حق التفات نمی‌ورزم و جز از دلیل روشن و برهان آشکار تبعیت نمی‌نمایم» (ابن ادریس سرائر، ج1، ص 115).

منابع:

ابن ادریس، محمد بن منصور (م 598)، سرائر، قم، مؤسسة النشر الإسلامى، 1410.

ابن خلکان، احمدبن محمد (م 681)، وفیات الاعیان، تحقیق احسان عباس، لبنان، دارالثقافه.

ابن عساکر، علی بن الحسن ( م 571)، تاریخ مدینة دمشق؛ تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر، 1415.

اسماعیل پاشا، هدیة العارفین، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

بحرانی، عبدالله (م 1130)، عوالم العلوم، قم، مدرسة الامام المهدی(عج)، 1407.

جزایری، سید نعمت­الله(م 1112)، ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار(ع)، بیروت، مؤسسة التاریخ العربى‏، 1427.

حسینی جلالی، محمد حسین(معاصر)، فهرس التراث، قم، دلیل ما، 1422.

خویی، ابوالقاسم(م 1413)، اجود التقریرات، قم، منشورات مصطفوی، 1368.

خویی، ابوالقاسم(م 1413)، مصباح الفقاهه، قم، مکتبة الداوری.

سُبکی، عبدالوهاب بن علی (م 771)، الطبقات الشافعیه، تحقیق طناحی- حلو، بیروت، دار إحیاء الکتب العربیه.

طباطبایی، عبدالعزیز، اهل البیت فی المکتبة العربیه، قم، آل البیت(ع)، 1417.

فارسی، عبد الغافر بن اسماعیل(529)، تاریخ نیسابور، تحقیق ابراهیم صیرفینی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، 1403 .

قاضی طباطبایی، علی(م 1399)، تحقیق در باره اربعین، تهران، وزارت ارشاد، 1383ش.

کاشف الغطاء، محمد حسین(م 1373)، الفردوس الاعلی، تحقیق سیدمحمدعلی قاضی طباطبائی، قم، مکتبة فیروزآدابی، 1402.

مجلسی، محمدتقی(م 1111)، بحار الانوار، تحقیق بهبودی، بیروت، الوفاء، 1403.

محدث قمی، شیخ عباس(م 1359)، منتهی الآمال، قم، دلیل ما، 1379 ش.

نمازی شاهرودی، علی(م 1405)، مستدرک سفینة البحار، تحقیق حسن نمازی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1419.

وحید بهبهانی، محمدباقر(1205)، مصابیح الظلام فی شرح مفاتیح الشرائع، قم، مؤسّسة الوحید، 1424.

[1]. برای اطلاع بیشتر از این قاعده بنگرید: خویی، اجود التقریرات، ج 1، ص 152.

[2] . به عشق امام زین­ العابدین(ع) مچ پاها و بیخ بازوان و حلقه گردن را با تیغ و نشتر و تیزآب مجروح کردن تا چرک کند به عنوان نماد حالات امام زین­ العابدین(ع) به هنگام اسارت!.

[3]. سوراخ کردن قسمت­هایی از گردن به پایین و گذراندن قفل و تیغ و نیزه و خنجر و سیخ و میخ و چاقو و شمشیر از آن­ها به عنوان نماد جراحات وارده بر بدن امام حسین(ع).

[4]. سوراخ کردن نقاطی از بدن و بر آنها شمع نهادن و روشن کردن به عنوان نماد آتش زدن خیام حسینی.

[5]. کاشف الغطاء، محمد حسین، الفردوس الاعلی، ص 21.

[6]. شرح­ حال نویسان متقدم بدون اشاره به کتاب «نور العین فی مشهد الحسین(ع)» کتاب های متعددی برای ابواسحاق ابراهیم بن محمد ابن ابراهیم بن مهران اسفراینی(م 418) بیان کرده­ اند (شرح حال وی را بنگرید: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق؛ فارسی، تاریخ نیسابور، ص 151؛ سُبکی، الطبقات الشافعیه، 4/256؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، 1/28).

[7]. اظن [ان] الکتاب منحول منسوب، فاسلوبه لایلائم مصنفات القرن الرابع  ... ولانعرف ابااسحاق الاسفرائینی سوى ابراهیم­ بن محمّد ولکن الکتاب منحول.