مستند صلوات بر ام ابیها (س)
15 بازدید
موضوع: تاریخ و سیره

بسمه تعالی

مستند صلوات بر ام ابیها (س)

 

السَّلام عَلی بَضْعَة الرَّسول(ص)

الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَة، الطاهرةُ الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّة(س)

 

رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ(ع) عَنْ فَاطِمَةَ(س) قَالَتْ‏ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ(ص):

«يَا فَاطِمَةُ مَنْ‏ صَلَّى‏ عَلَيْكِ‏ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ أَلْحَقَهُ بِي حَيْثُ كُنْتُ مِنَ الْجَنَّةِ».

این روایت به لحاظ سند و نه محتوایی با دشواری روبه‌رو است. اربلی(م693) (کشف الغمه، ج2، ص100) این روایت را بدون ارایه سند یا ارجاع به منبعی در شمار فضائل فاطمه(س) آورده و پس از وی علامه مجلسی آن را در دو موضع متفاوت نقل کرده است: یکی در باب «موضع قبر فاطمه س» از کتاب مصباح الانوار (بحار الانوار، ج97، ص194) و دیگری در باب «أن آدم ع رأى فاطمة س في الجنة وعلى رأسها تاج من نور وفي اذنيها قرطان من نور» بدون ارجاع به منبع(بحار الانوار، ج43، ص55). کسانی نیز به نقل علامه اعتماد کرده و آن را از بحار نقل کرده‌اند. (نک: نوری، مستدرک، ج10، ص211؛ کجوری، الخصائص الفاطمیه، ج2، ص467؛ نوری، مستدرک الوسائل، ج10، ص211؛ قمی، الانوار البهیه، ص64؛ بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج12، ص266)

براساس ارجاع مجلسی، دور از ذهن نیست که اربلی نیز آن را از کتاب «مصباح الانوار» نقل کرده باشد. اما «مصباح الانوار» در مجلدات بحار گاهی به شیخ طوسی (بحار الانوار، ج7، ص332 و 15/10) و گاهی به شیخ هاشم نسبت داده شده است. از آنجایی که در کتاب «مصباح الانوار» بسیار از شاذان بن جبریل قمی(م660) روایت شده، انتساب آن به شیخ طوسی مورد تردید است (نک: بحار الانوار، 1/21؛ اعجاز حسین، کشف الحجب و الاستار، ص526) و باید کتاب را دستکم تدوین شده قرن هفتم دانست.

شیخ هاشم بن محمد، کتابی به نام «مصباح الأنوار في مناقب امام الأبرار» داشته (اسماعیل باشا، ايضاح المكنون، 2/491) و حسینی جلالی سال وفات شیخ هاشم را حدود 558 گفته است، که با نقل شیخ هاشم از شاذان سازگار نیست. به گفته حسینی جلالی شرح حال هاشم بن محمد، جز آنچه در کتابش آمده و این­که از شیعه و سنی روایت دارد، اطلاعی در دست نیست.(حسینی جلالی، فهرس التراث، ج1، ص574575 و نک: مجلسی، بحار الانوار، ج1، ص40)

از سوی دیگر ابوالحسن بکری مؤلف کتاب­های «مقتل الامیر(ع)»، «وفاة فاطمه(س)» و «مولد النبی(ص)»، کتابی به نام «الانوار» داشته که علامه مجلسی از آن در کتاب بحار الانوار استفاده کرده است (نک: آقابزرگ، الذريعه، ج21، ص102-103). علامه مجلسی میان ابوالحسن بکری، احمد بن عبد الله صوفی(م524) از سنیان شافعی مذهب مصر با ابوالحسن بکری دیگری به نام علاءالدين ابي الحسن علي بن جلال الدين محمد بكري صديقي صوفي(م952) از سنیان شافعی مذهب مصر، مدفون در کنار قبر شافعی و نیز استاد شهید ثانی(آقا بزرگ، الذريعه، ج2، ص409– 411) خلط کرده و بر احمد بکری به این گمان اعتماد کرده که او استاد شهید ثانی و شیعه بوده است. از این رو، مجلسی کتاب الانوار احمد بکری را در شمار منابع شیعه­ آورده، در حالی که او استاد شیخ ثانی نبوده و از سوی دیگر علاءالدین بکری استاد شیخ ثانی کتابی به نام الانوار نداشته است.(نک: امین، أعيان الشيعه، ج3، ص1213). البته امین و آقابزرگ احمد بکری را بر اساس نام کتاب­هایش شیعه شمرده­اند که محل تأمل است و امین نیز سرانجام تردید خود را با تعبیر «والله اعلم» نشان داده است.

 ذهبی(ميزان الاعتدال، ج1، ص112) احمد بکری، مولف الانوار را «الكذاب الدجال واضع القصص التي لم تكن قط فما أجهله وأقل حياه!. وما روى حرفا من العلم بسند ويقرأ له في سوق الكتبيين كتاب ضياء الأنوار ورأس الغول» شمرده و سمهودي(م888) سیره احمد بکری را بر کذب و بطلان استوار دانسته است. صاحب ریاض نسخه‌ای از کتاب الانوار بکری را دیده که در سال 696 نوشته شده بوده است.

دور از ذهن نمی‌نماید که افزون بر اشتباه انتساب کتاب مصباح الانوار به شیخ طوسی و خلط میان دو بکری، الانوار احمد بکری نیز با مصباح الانوار شیخ هاشم خلط شده باشد، که البته باید متن الانوار شیخ هاشم دیده شود.

در هر صورت، اگر خبر پیش­گفته از هاشم بن محمد باشد، خبر تا قرن ششم در کمون روایی بوده و شیخ هاشم آن را بدون سند ارایه داده است، افزون این­که مؤلف نیز شرح حالی چندانی ندارد. اما احتمال نقل خبر از الانوارِ بکری دشواری خبر را بیشتر می­کند، زیرا وی دروغ­پرداز و ناقل اخبار ضعیف است. نقل مجلسی از کتاب بکری، اعتماد او بر بکری و از سویی وجود کتابهایی مانند مولد النبی(ص)، وفاة فاطمه(س) و مقتل الامیر(ع) در آثار بکری، این احتمال را تقویت ­می­کند، که خبر چه بسا از برساخته­های احمد بکری باشد و «الانوار» به «مصباح الانوار» تصحیف شده باشد.

26بهمن1396

اما امروز شنبه ساعت نه صبح روز 5 اسفند 96 یادداشتی را از جناب دکتر حسن انصاری در بررسی­های تاریخی او دیدم که کتاب مصباح الانوار را به ابن طاووس(م.ق.7) نسبت داده ولی داوری نهایی را به آینده و نشر کتاب هاشم بن محمد موکول کرده است.

متن یادداشت وی به شرح ذیل است:

«کتاب مصباح الأنوار منسوب به شخصی به نام هاشم بن محمد که از آن چندین نسخه در دست است و چندین قرن است مورد استناد قرار میگیرد کتابی است که هویت دقیق نویسندهاش روشن نیست. از این کتاب که ظاهراً در مجموع و با احتساب نسخههای خطی مختلفش جز قسمتهایی محدود از آن تماماً در دست است در منابع قدیم یادی نشده و انتساب آن به شیخ طوسی که در برخی منابع گفته شده معلوم است که نادرست است. این کتاب بنابر آنچه شنیدهام در دست چاپ است و من اینجا چند نکتهای را که شاید به کار مصحح متن بیاید تذکر میدهم. از نسخههای این کتاب من خیلی سال پیش نسخه کتابخانه مرعشی (جلد اول) را بررسی کرده بودم (و مکرر هم در نوشتههای سابق خود درباره هویت و اصالت آن ابراز تردید کردهام) و چون عکسی از آن را اینجا در اختیار نداشتم به لطف محقق نسخه شناس و سختکوش جناب آقای موسوی بروجردی نسخهای از آن با وساطت فاضل محترم جناب آقای دکتر عطایی نظری دستیاب شد. نسخه دیگری که در اختیار دارم نسخه کهنه سال کتابخانه آلخرسان است که مجلد دوم کتاب را پوشش میدهد.

در این کتاب سندهای مستقیم به محدثانی از سده ششم قمری داده شده که بی تردید ارتباطی به نویسنده کتاب ندارند. این سندها بدون تذکر به اینکه از کتابهایی به واسطه نقل شده تلقی نادرستی را ایجاد میکنند که گویی مؤلف خود از آن مشایخ حدیث شنیده است. این در حالی است که با مطالعه کل کتاب معلوم است که چنین نیست. نویسنده به روشنی تحت تأثیر چندین کتاب مشخص است: مناقب خطیب خوارزمی؛ مناقب ابن شهرآشوب؛ آثار ابن بطریق و بالاخره آثار ابن طاووس. نحوه ارجاع او به نسخهها و کتاب ها بسیار مشابه شیوه ابن طاووس است و حتی این گمانه را دامن میتواند زند که گویی مؤلف کتاب کسی نیست جز خود ابن طاووس؛ به ویژه با توجه به این واقعیت که تقریبا همه جا همان منابعی مورد نظر نویسنده کتاب است که ما نقل از آنها را در آثار ابن طاووس شاهد هستیم. آنچه مسلم است بسیاری از منابعی که در طول کتاب بدان ارجاع داده شده مورد رجوع مستقیم نویسنده کتاب نبوده و او در واقع از طریق منابع واسطه همچون آثار ابن بطریق و یا ابن شهرآشوب و ابن طاووس به آنها دسترسی داشته است. گرچه شیوه نقل مستقیم سندهای روایات به گونه ای که چنین وانمود شود که گویی خود مؤلف احادیث را با آن سندها شنیده، بدون اشاره به منبع واسطه به طور نمونه مناقب خوارزمی کاری است ناشایست و بر خلاف اصول اولیه نقل حدیث اما به نظر میآید که اینجا اشکال به نسخههای کتاب باشد نه نویسنده خود کتاب. احتمال دارد که در نسخه اصل کتاب قبل از نقل هر سندی نام منبع در حاشیه نقل میشده اما کاتبان بعدی آن نامها را مورد اعتنا قرار ندادهاند.

در طول کتاب روایاتی با گرایشات غالیانه در متن کتاب مصباح الأنوار دیده میشود. با این وصف مسلم است که نویسنده عالمی امامی بوده است. با توجه به اینکه بخشی از کتاب به نقل روایات مثالب خلفا و حتی نقل روایت معروف نهم ربیع اختصاص یافته و گرایش کلی نویسنده نسبت به اهل سنت و خلفا بسیار تند است این احتمال میتواند مطرح شود که شاید اصلاً کتاب تألیفی است از خود ابن طاووس اما او از اینکه کتاب را به خود نسبت دهد به دلیل شرایط زمانی و تقیه ابا داشته است. ابن طاووس چند بار دیگر هم درباه آثار خود چنین کرده است و بنابراین، این احتمال شاید بعید نباشد. نکته جالب توجه در این میان این است که در یک فصل نویسنده کتاب مجموع نقلهای کتاب الوصیه منسوب به عیسی بن المستفاد را نقل میکند؛ همانی که ابن طاووس در الطرف خود نقل کرده اما این بار برخلاف نسخههای موجود الطرف این نقلها با سند کامل نقل میشوند. این خود این احتمال که گویی نویسنده کتاب مصباح الأنوار خود ابن طاووس است را تقویت میکند. به هر حال با توجه به قدمت برخی نسخههای کتاب به احتمال زیاد نویسنده متعلق به سده هفتم قمری بوده است و نه متأخر از این تاریخ.

در پایان این نکته را هم تذکر دهم که نسبت کتاب به شخصی به نام هاشم بن محمد هم ظاهراً اصلی ندارد. ظاهراً این انتساب به دلیل سوء برداشتی است از یک روایت در کتاب که در آن نقلی از شخصی به نام هاشم بن محمد دیده میشود. بررسی دقیقتر این نکته پس از انتشار کتاب بیشتر میتواند مورد توجه قرار گیرد.»